تاریخچه

عشاير استان چهارمحال و بختياري از اقـوام بختياري – قشقايي- عرب جرقویه- چهرازي تشكيل شده اند كه بدليل شيوه هاي زندگي به عشاير درون كوچ و برون  كوچ تقسيم مي گردد.

بر اساس تعاريف اصطلاح عشاير اشخاصي كه داراي سه خصوصيت زير باشند اطلاق مي گردد:

  • زندگي به صورت كوچروي
  • اقتصاد وابسته به دامپروري
  • وابستگي اجتماعي به ايل

با توجه به الزامات طبيعت «فقر مراتع، خشكساليها و …» و پيشرفت صنعتي تعدادي از عشاير از گذشته تا كنون به كشاورزي و صنعت روي آورده و در شهرها و روستاها سكني گزيده اند كه روستاهاي عشايري نتيجه اين تغيير معيشت مي باشد.

عشاير بختياري بالغ بر۹۹/۱ درصد عشایر استان را تشکیل میدهندكه داراي ۵ بزرگ طايفه، ۴۴ تيره، ۲۹۴ تش و ۹۰۰۱۴نفردرقالب۱۴۶۵۷خانوار عشایر ییلاقی و۳۶۰۲۵نفردرقالب۶۰۳۲خانوارعشایر قشلاقی بر اساس سرشماري سال ۱۳۸۷ مي باشند

                                                                                                                                       بهمین دلیل بیشتر به پیشینه تاریخی وسیر تحولات این قوم می پردازیم

­پیشینه ­تاریخی­ قوم بختياري:

تاريخ نويسان بختياري معتقدند، تشابه گويش‌هاي كردي و بختياري و رابطه نزديك آنها با زبان فارسي مؤيد آن است كه بختياري‌ها مدت‌هاي طولاني در اين سرزمين سكونت گزيده‌اند. آنها براي اثبات نظر خود لباس بختياريها را با تن پوش مجسمه‌هايي كه در زمان هخامنشيان و ساسانيان بر روي صخره‌ها كنده كاري شده و به جاي مانده است، مقايسه مي‌كنند.

حسين پژمان يكي از تاريخ نويسان مي‌نويسد : «بختيار از لحاظ لغوي تشابه نزديك به كلمه باكتيريا دارد و كلمه بختيار به معناي خوشبخت است و شايد هم بعضي از رؤساي طوايف به اين نام شهرت داشته‌اند كه احتمالاً بعدها تمام افراد ايل به اين نام شناخته شده‌اند. وقتي كه بين طوايف شكاف و جدايي اتفاق مي‌افتد، اغلب ديده شده كه پيروان و اولاد يك خان بنام او نامگذاري شده‌اند.»

حاجي خسرو خان سردار ظفر معتقد است كه بختياريها در زمان صفويه به اين نام شهرت يافته‌اند. بختياريها در رابطه با اصل و نسبشان داراي افسانه‌ها و روايات متعددي هستند.سردار ظفر در يادداشت‌هايش مي‌نويسد : «وجه تسميه چهارلنگ و هفت لنگ به درستي معلوم نيست، ولي ممكن است بي ارتباط با پرداخت ماليات بين دو گروه نباشد، به اين معني كه هفت لنگ‌ها كه ثروت زيادتر ‌داشتند، مبلغي در حدود يك و سه چهارم سهم و چهار لنگ‌ها يك سهم از كل ماليات دولتي را پرداخت مي‌كردند.» سردار اسعد برادر تني سردار ظفر در اين رابطه مي‌نويسد كه ريشه‌ واژه‌هاي چهارلنگ و هفت لنگ از نحوه پرداخت ماليات تعيين شده است. ماليات بختياري بر مبناي قاطر محاسبه و پرداخت مي‌گرديد. همانطوري كه قشقايي‌ها و شاهسون‌ها با گوسفند و ايلات كوچرو و ترك زبان ساكن نواحي سبلان در نواحي مرز ايران و روس براساس شتر محاسبه و پرداخت مي‌شده است

بَخْتياري‌، از گروههاي‌ ايلى‌ كوچنده‌ و لُر زبان‌ جنوب‌ غربى‌ ايران‌ كه‌ اكنون‌ بخش‌ بزرگى‌ از خانوارهاي‌ آن‌ در نقاط ييلاقى‌ و قشلاقى‌ يكجانشين‌ شده‌اند. براساس‌ آمار ۱۳۷۷‌ جمعيت‌ كوچندة ايل‌ ۱۷۴ ،۱۸۳ نفر برابربا۴۹۲،۲۷خانواربوده‌­است‌
نام‌ و خاستگاه‌ بختياري‌: دربارة نام‌ و خاستگاه‌ بختياريها چند نظر وجود دارد، ولى‌ همة پژوهشگران‌ و مورخان‌ بختياريها را لُر دانسته‌اند. براساس‌ روايات‌ افسانه‌اي‌، لرها (كُردان‌) را بازماندگان‌ جوانانى‌ تشكيل‌ مى‌دهند كه‌ به‌ ياري‌ یکی از یاران او(جلاد ضحاك)‌ از چنگ‌ ضحاك گريخته‌، به‌ كوهستانهاي‌ زردكوه‌ و كوه‌ رنگ‌ پناه‌ بردند و خود را لر يعنى‌ بيابانى‌ خواندند و چون‌ بخت‌ با آنها ياري‌ كرده‌، خود را «بخت‌ يار» ناميدند. برخى‌ براساس‌ مشخصات‌ جسمى‌ و روحى‌ و عادات‌، آنها را ايرانى‌ تبار مى‌دانند
هوسه‌ معتقد است‌ كه‌ بختياريها از طايفة «اوكسين‌» هستند كه‌ اسكندر در ۳۳۰ق‌م‌ در خوزستان‌ (ايذه‌) با آنها جنگيده‌ است‌. تا اوايل‌ سدة ۹ق‌/۱۵م‌ نيز نامى‌ از لر بختياري‌ در متون‌ تاريخى‌ و جغرافيايى‌ ديده‌ نمى‌شود. كوههاي‌مركزي‌ جبال‌ زاگرس‌ كه‌ از شمال‌ غربى‌ به‌جنوب‌ شرقى‌ امتداد دارد، از ميان‌  «خاك‌ بختياري‌» مى‌گذرد و آن‌ را به‌ دو بخش‌ كوهستانى‌ (در شرق‌) و جلگه‌اي‌ (در غرب‌) تقسيم‌ مى‌كند. بخش‌ كوهستانى‌ آن‌  «ييلاق‌»، و بخش‌ جلگه‌اي‌ آن‌  «گرمسير» ‌است‌ و در نواحى‌ مركزي‌ زاگرس‌ چراگاههاي‌ اين‌­ايل‌­قرار­دارد

 سازمان‌ اجتماعى‌:

سازمان‌ اجتماعى‌ ايل‌ بختياري‌ و مقررات‌ حاكم‌ بر آن‌ بر بنياد سلسله‌ مراتب‌ و نظام‌ منسجم‌ دودمانى‌ است‌. در زمان‌ شاه‌ طهماسب و در زمان‌ حكمرانى‌ جهانگيرخان‌ بختياري‌، به‌ سبب‌ ماليات‌بندي‌ بر مبناي‌ واحد ماديان‌، اين‌ ايل‌ به‌ دو بخش‌ هفت‌ لَنگ‌ و چهار لنگ‌ تقسيم‌ شد بخش‌ هفت‌ لنگ­به­چند­«باب‌»­تقسيم‌­مى‌شود،­ولى‌­چهارلنگ‌­چنين‌­تقسيماتى‌­ندارد.­
در رأس‌ ايل‌، ايلخان‌ قرار داشت‌ كه‌ برقراري‌ نظم‌ و امنيت‌ و برقراري‌ نظام‌ تشكيلاتى‌ و اداري‌ سازگار با محيط جغرافيايى‌ را عهده‌دار بود. از ۱۳۳۲ش‌ عنوان‌ ايلخانى‌ با همة امتيازات‌ آن‌ از سوي‌ دولت‌ لغو شد. پس‌ از ايل‌، طايفه‌ها قرار دارند كه‌ گذشته‌ از اهميت‌ سياسى‌، نمايندة معيارهاي‌ اجتماعى‌ تشكيلات‌ عشايرند. كوچ‌نشينان‌ هر طايفه‌ داراي‌ چراگاههاي‌ تابستانى‌ و زمستانى‌ و مسير كوچ‌ مشتركى‌ هستند و در صورت‌بروز كشمكشهاي‌ سخت‌واستثنائى‌ در ايل‌، طايفه‌ به‌ منزلة يك‌ گروه‌ واحد عمل‌ مى‌كند. قبل‌ از انقلاب‌ اسلامى‌، سرپرستى‌ هر طايفه‌ را ۴ نفر از متنفذان‌ همان‌ طايفه‌، به‌ انتخاب‌ خانها، تحت‌ عنوان‌ «كلانتر» بر عهده‌ داشتند. پس‌ از حذف‌ خانها در ۱۳۳۲ش‌، حكم‌ كلانتري‌ از طرف‌ دولت‌ صادر مى‌شد. تا ۱۳۵۷شمسی‌ كلانتران‌ كه‌ سرپرستان‌ طايفه‌ها بودند به‌ جاي‌ ايلخانان‌ و خانها، ايل‌ را اداره‌ مى‌كردند. از اين‌ تاريخ‌­به‌­بعد­قدرت‌­كلانترها­نيز­از­بين‌­رفت‌. .
هر طايفه‌ تركيبى‌ است‌ از تيره‌هاي‌ مختلف‌. در مقولة سلسله‌ مراتب‌، هر گروه‌ كه‌ در اين‌ شكل‌بندي‌ به‌ ديگري‌ نزديك‌تر است‌، همكاري‌ مشترك‌ دارند. مسئوليت‌ روابط عمومى‌ هر تيره‌ با كدخداست‌ تيره‌ها نيز به‌ بخشهاي‌ ديگري‌ به‌ نام‌ «تَش‌» تقسيم‌ مى‌شوند. بختياريها به‌ گروهى‌ تش‌ مى‌گويند كه‌ از قوم‌ واحد باشند و در كوچ‌ با هم‌ همراهى‌ كنند. سرپرست‌ تش‌، ريش‌ سفيد يا شخص‌ مسن‌ مورد قبول‌ همه‌ است، هرتش‌ مركب‌ از چند «اولاد» است‌ و سرپرستى‌ آنها را فردي‌ مسن‌ به‌ عهده‌ دارد
گروه‌بندي‌: در ايل‌ بختياري‌ چند نوع‌ گروه‌بندي‌ وجود دارد كه‌ يكى‌ از آنها گروه‌بندي‌ قومى‌ است‌. بختيارهاي‌ در اكثريت‌ مطلق‌ هستند و اقليتهاي‌ لر لك‌، عرب‌ (عرب‌ كَمَري‌) و ترك‌ (تركهاي‌ چهرازي‌) جذب‌ آنها شده‌اند. گروه‌بندي‌ ديگر مبتنى‌ بر اقتدار سياسى‌ و اجتماعى‌ است‌. در هرم‌ سلسله‌ مراتب‌ بختياري‌، ايلخان‌ در رأس‌ هرم‌ ايل‌، و سپس‌ به‌ ترتيب‌ كلانتران‌ و كدخدايان‌ و ريش‌ سفيدان‌ قرار داشتند؛ كالبداصلى‌­هرم‌­ايلى‌­را­هم‌­تودة­عظيم‌­مردم‌­ايلياتى‌­تشكيل‌­مى‌دادند.
خانهاي‌ بختياري‌ همه‌ از يك‌ نسل‌، و داراي‌ قدرت‌ و ثروت‌ فراوان‌، و از همه‌ مهم‌تر داراي‌ دستگاهى‌ اداري‌ شامل‌ محافظان‌، سواران‌ مسلح‌، منشيان‌، مستوفيان‌، كارگزاران‌ و غيره‌ بودند كه‌ مورد تأييد حكومتهاي‌ مركزي‌ بود. گروه‌بندي‌ ديگر بر مبناي‌ شغل‌ است‌.بختیاریهای كوچ‌نشين‌ بر اين‌ اساس‌ به‌ دو گروه‌ تقسيم‌ مى‌شوند: نخست‌، گروه‌ اكثريت‌ كه‌ فقط به‌ شغل‌ دامداري‌ و در كنار آن‌ به‌ كارهاي‌ زراعى‌ مى‌پردازند؛ دوم‌، كوچ‌نشينانى‌­كه‌­دامدار­نيستند­و­اشتغالات‌­ديگري‌­دارندو­اينها­چند­دسته‌اند:­
۱-توشمالها یا نوازندگان‌ ايل         ۲- غربتها، يا غربتيها                ۳-تخت‌كِشْها                ۴-كلاه‌ مالها و نمد مالها                    ۵- دلاکها وسلمونیها                 ۶-گروه‌ عرب‌ كَمَري                   ۷- سادات‌.

نظام‌ سياسى‌ و توزيع‌ قدرت‌:

نظام‌ جديد سياسى‌ و توزيع‌ قدرت‌ در سازمان‌ حكومتى‌ ايل‌ بختياري‌، تقريباً از ۱۰۸۰ق‌/۱۶۶۹م‌ به‌ بعد و با سلطة تدريجى‌ هفت‌ لنگها بر تمام‌ ايل‌ شكل‌ مى‌گيرد.
براي‌ حفظ تعادل‌ كمى‌ و كيفى‌ قدرت‌ طوايف‌، و توزيع‌ يا تمركز آن‌ در ايل‌ بختياري‌، ۴ نظام‌ مهم‌ نقش‌آفرين‌ بوده‌اند و آثار آنها هنوز هم‌ باقى‌ است‌. عملكرد اين‌ نظامها توانسته‌ است‌ نام‌ و موجوديت‌ همة طايفه‌ها را به‌رغم‌ جنگهاي‌ داخلى‌ در ايل‌ بختياري‌ و شكستها و از دست‌ دادن‌ سرزمين‌ و مراتع‌ و يا رانده‌ شدن‌­به‌­كناره‌هاي‌­«خاك‌­بختياري‌»،­حفظ­كند.­اين‌­نظامها­­عبارتند­از:­
۱- نظام‌ خويشاوندي‌

۲- پيمان‌ خينه‌چويى‌

۳- قانون‌ كمك‌ به‌ كم‌ زور

۴- نظام‌ بستگانى‌ (وابستة يكى‌ از خانهاي‌ بودن‌)
۵- نظام‌ مالكيت‌ ارضى‌

 ساختار اقتصادي‌:

دامداري‌ سنتى‌ با دامهاي‌ كوچك‌، فعاليت‌ اقتصادي‌ و توليدي‌ مهم‌ ايل‌ را شكل مى‌دهد . بختياريهاي‌ كوچ‌نشين‌ دامهاي‌ گوشتى‌ و شيرده‌ از نوع‌ دامهاي‌ كوچك‌ (گوسفند از نژاد لري‌ و بز) در گله‌هاي‌ بزرگ‌، و گاو (معدودي‌ براي‌ مصارف‌ خانوار) پرورش‌ مى‌دهند. در ايل‌ بختياري‌ فقط «عرب‌ كمري‌»ها گاوميش‌ پرورش‌ مى‌دهند و محصول‌ آن‌ را با مالك‌ دام‌ تقسيم‌ مى‌كنند. محصولات‌ لبنى‌ ايل‌ بيشتر مصرف‌ درون‌ ايلى‌ دارد، در حالى‌ كه‌ گوشت‌ و پشم‌ و پوست‌ و رودة دامها، بيشتر در بيرون‌ از ايل‌ به‌ فروش‌ مى‌رسد. از پوست‌ ميش‌ و بره‌ كه‌ نازك‌تر است‌، براي‌ مشك‌ دوغ‌زنى‌، و از پوست‌ بز كه‌ ضخيم‌تر است‌، براي‌ مشك‌ آب‌ و ساختن‌ انبانها ؛ از پشم‌ گوسفند براي‌ بافتن‌ قاليچه‌، خُرجين‌، انواع‌ «وِريس‌» (بند براي‌ باربندي‌ و غيره‌)، طناب‌، گليم‌، انواع‌ جُل‌ و انواع‌ نمكدان‌ (نوعى‌ بافت‌ كيسه‌ مانند)؛ و از موي‌ بز براي‌ بافتن‌ سياه‌ چادر و برخى‌ از طنابهاي‌ مويين‌ استفاده‌ مى‌كنند .

بختياريهاي‌ يكجانشين‌، باغداري‌ و صيفى‌كاري‌ نيز مى‌كنند. شكار جانوران‌ گياهخوار و پرندگان‌ دانه‌ برچين‌ به‌ روش‌ بومى‌ و با دامهاي‌ سنتى‌ براي‌ مصرف‌ درون‌ ايلى‌ است‌ .زنان‌ ايل‌ در طول‌ سال‌، افزون‌ بر فعاليتهاي‌ ديگر، غالباً به‌ گردآوري‌ سبزيهاي‌ كوهى‌ و ميوه‌ها و دانه‌هاي‌ گياهان‌ وحشى‌ براي‌ مصارف‌ خوراكى‌، رنگرزي‌ و دارويى‌ مى‌پردازند.

 مسكن‌:

بختياريها براي‌ تعليف‌ دام‌ در مراتع‌، مرتباً جا به‌ جا مى‌شوند؛ از اين‌رو، نياز به‌ مسكن‌ سبك‌ و متحرك‌ دارند. مسكن‌ عمدة آنها «بهون‌» (سياه‌ چادر بافته‌ شده‌ از موي‌ سياه‌ بز است‌ ). آنها مسكن‌ ثابت‌ نيز دارند كه‌ بيشتر در گرمسير ساخته‌ شده‌ است‌. انواع‌ مسكنها عبارتند از: «كَپِر»، كنده‌ شده‌ در دل‌ زمين‌ كه‌ سقف‌ آن‌ را با چوب‌ يا نى‌ مى‌پوشانند؛ «لير» يا خانه‌هاي‌ برپا شده‌ از سنگ‌ نتراشيده‌ كه‌ به‌ صورت‌ خشكه‌ چين‌ و يا با ملات‌ گل‌ مى‌سازند؛ و «تو» خانه‌هاي‌ خشت‌ و گلى‌ است‌.

 ‌مذهب‌:

بختياريها شيعة اثنا عشري‌ هستند. در قلمرو ايل‌ بختياري‌ در حدود ۱۷ زيارتگاه‌ و امام‌زاده‌ وجود دارد. ۱۳ زيارتگاه‌ بختياري‌ در گرمسير، و بقيه‌ در ييلاق‌ واقع‌ شده‌اند تختگاههاي‌ مقدس‌ مذهبى‌ كه‌ از سدة ۸قبل ازمیلاد تا سدة ۵میلادی‌ فعال‌ بوده‌، و مردم‌ بومى‌ منطقه‌ در هواي‌ باز بر روي‌ آنها به‌ نيايش‌ اهورامزدا مى‌پرداخته‌اند، در همين‌ گرمسير بختياريها، يعنى‌ در مسجد سليمان‌، قرار داشته‌ است‌ .

براساس آخرين اطلاعات سرشماري نفوس و مسكن سال ۱۳۸۵ از كل جمعيت استان ۹۹/۸۷ درصد را مسلمانان تشكيل داده‌اند كه اين نسبت در مناطق شهري استان ۹۹/۸۶ درصد و در مناطق روستايي ۹۹/۸۷ درصد مي‌باشد.

با توجه به شواهد مسلم تاريخي و آثار موجود ، مي‌توان گفت كه در دوران سكونت مذهبي خلفاي عباسي ، بعد از ياران و پيروان خاندان عترت و طهارت كه به طور خانوادگي يا فاميلي به ائمه اطهار و اولاد علي (ع) عشق مي‌ورزيدند و مذهب شيعه داشتند، بختياريها اولين قوم ايراني بودند كه به طور عام و همه گير، با آغوش باز مذهب شيعه را پذيرفتند.

۲۶-بهمن ماه-۱۳۹۴

1,945

چاپ خبر تبدیل به PDF


ارتباط مستقیم با مدیرکل

مهندس یحیی حسین پور

تلفن مستقیم:   ۰۳۸۳۲۲۵۰۱۲۹

فکس:    ۰۳۸۳۲۲۵۰۱۳۲